تــــــــــــــــو فرشته ای

به خودت بیا...
چشمانت را ببند..
و بالهایت را باز کن...
و به یاد بیاور...
تو همان فرشته ای که بالهایت را فراموش کرده ای...
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۰۹/۱۷ ساعت 16:19 توسط رعنا و محسن
|

چشمانت را ببند..
و بالهایت را باز کن...
و به یاد بیاور...
تو همان فرشته ای که بالهایت را فراموش کرده ای...

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگرانآقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان!
قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا!
اصلا به این نوشته بگویید «داستان»
من خسته ام از آتش و از خاک، از زمین
از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!
آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر
باران بیار و باز بباران از آسمان
- اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو!
- آقا اجازه! ما که نه در این و نه در آن!
«یک پای در جهنم و یک پای در بهشت»
یا زیر دستهای نجیب تو در امان!
آقا اجازه!............................
.......................................!