♥ بــــــــچــگـــــیـــ آ ♥
یادمه بچگی هام
وقتی میرفتیم قبرستون یا امام زاده
تمام سعیمو میکردم تا پاهام رو نذارم روی قبرا !
تا روی یکیشون پام میرفت / جیگرم آتیش میگرفت
چشامو میبستم / زودی تو دلم براش صلوات میفرستادم
چند سال گذشت / من بزرگتر / مرده ها بیشتر
قدیمی ها پوسیده تر / جدید ها با سنگ شکیل تر
نمیدونم امروز روی چندتا قبر پام رفت / برا چندتا یادم رفت صلوات بفرستم
اما راستش / امروز یه چیزی فهمیدم
ما که دلمون نمی اومد حتی روی مرده ها پا بذاریم
این روزها چقدر راحت روی زنده ها و احساس ها پا میذاریم
چقدر راحت مردم رو پل صعودمون میکنیم
چقدر راحت آدمها را تفاله ی خواسته هامون میکنیم
یادمه بچگی ها ...
هیچی از بزرگی هام نمیدونستم / هیچی از کثیفی هام نمیدونستم
کاش همون بچه میموندم / چقدر اینو توی نوشته هام میبینم !
کاش همون بچه میموندم ...

وقتی میرفتیم قبرستون یا امام زاده
تمام سعیمو میکردم تا پاهام رو نذارم روی قبرا !
تا روی یکیشون پام میرفت / جیگرم آتیش میگرفت
چشامو میبستم / زودی تو دلم براش صلوات میفرستادم
چند سال گذشت / من بزرگتر / مرده ها بیشتر
قدیمی ها پوسیده تر / جدید ها با سنگ شکیل تر
نمیدونم امروز روی چندتا قبر پام رفت / برا چندتا یادم رفت صلوات بفرستم
اما راستش / امروز یه چیزی فهمیدم
ما که دلمون نمی اومد حتی روی مرده ها پا بذاریم
این روزها چقدر راحت روی زنده ها و احساس ها پا میذاریم
چقدر راحت مردم رو پل صعودمون میکنیم
چقدر راحت آدمها را تفاله ی خواسته هامون میکنیم
یادمه بچگی ها ...
هیچی از بزرگی هام نمیدونستم / هیچی از کثیفی هام نمیدونستم
کاش همون بچه میموندم / چقدر اینو توی نوشته هام میبینم !
کاش همون بچه میموندم ...

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۴/۱۰ ساعت 22:31 توسط رعنا و محسن
|
سلام امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ سپری کنید